رهارها، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره
وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره

فندق ما

به دنیای من خوش اومدی:) من اسم اینجا رو گزاشتم دنیای قصه ها :) اگه میخوای تو هم اینجوری بدونش:)

دخمل بلا

1390/5/4 11:37
نویسنده : Raha:)
470 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام عزیز دلم دخمل نازم این روزها حسابی شیطون و بلا شدی دیگه

هر کاری که میتونی انجام میدی از هیچ خرابکاری غافل نمیشی کشوها را بهم میریزی

میری سراغ کابینتها اونجارو بهم میریزی میری سراغ جاکفشی کلیه کفشها رو میاری بیرون

بعد میری سراغ بوفه و خلاصه من بینوا هم در پی تو و مشغول جمع کردن ریخت و پاشهای

تو  بهت میگم بابا کو میگی اف یعنی رفت وقتی هم حوصله ات سر میری کفشاتو میاری

که یعنی بکن تو پام که بریم ددر حسابی ددری هستی میگم ددر کجا بریم میگی

تاب تاب عاشق تاب بازی شدی مهد فقط به عشق تاب بازی میری و اگه سوار نشی کلی

 جیغ و فریاد راه میندازی قراره بابا برا باغ تاب تهیه بکنه جدیدا ناراحت که میشی یه تک جیغ 

 میزنی یعنی عصبانی هستی همچنین موقعی که من و بابا صحبت میکنیم یه تک جیغ

دیگه یعنی من هم هستم و با من صحبت کنید وقتی هم بابا یا من دعوا که

نه  ، نصیحتت میکنیم که این کار رو نکن و..........زیر لب ورور میکنی نمیدونم فحش میدی

چی میگی و من و بابا رو به خنده میندازی  تو مهد هم از دیوار صاف بالا میری میگن از

نرده تختها هم میری بالا بابا با افتخار میگه دختر خودمه به من رفته واقعا راست

میگه چون عزیز میگه که بابا از دیوار صاف بالا میرفته و خیلی شیطون بوده  هرجا صدای

 آهنگ میشنوی شروع به دست زدن و رقصیدن میکنی خیلی با حال

میرقصی همه میخندن از رقصیدن هم خسته  نمیشی تا پایان آهنگ میرقصی 

الهی من فدای این دخمل شیطونم بشم .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (26)

مامان قندعسل
4 مرداد 90 11:51
سمیه جون وقتی شیرینکاریای رهاجون رو میخونم اینده ی خودم و محمد رو پیش بینی میکنم اخه رهاجون 25 روز از محمد بزرگترهبوسسسسسس واسه دخمل بلا ملا
آرتین خان
4 مرداد 90 12:18
سلام عزیزم
به به فندقی خاله چقدر پیشرفت کرده
چه کارهایی بلده
ببوسش مامانی


چشم عزیزم
نانی
4 مرداد 90 12:32
عزیزم نمیدونم چرا هیچی نشون داده نمیشه!!!!!!!!!


عزیزم متاسفم من هم نمیدونم چرا ؟
مامان ماهان
4 مرداد 90 15:42
به به چقدر ناز شدی فندق من دوست جونم ممنونم که بهم دلداری دادی
مامان مهرسا
4 مرداد 90 19:10
آخی الهی زنده باشه معلومه از اون دخمل جیگر طلاهای شیطونه .این مهرسای منم هروقت دعوا(به قول شما نصیحت میکنیم کلی بهمون فش میده )الهی همه نی نی ها زنده باشن
مامان نی نی گولو
4 مرداد 90 20:58
سلام نی نی از این شیرین کالیا به منم یاد میدی واسه مامانی و بابامیم انجام بدم خیلی خوفه ها
مامان نیایش
4 مرداد 90 22:01
قربون این فندق خانومی من رو یاد کارای نیایش انداختی همتون ورووجکین ایشالا که سالم باشی عزیزم لینک شدی اگه دوست داشتی به ما هم سر بزن
الينا گلينا
5 مرداد 90 10:26
سلام فندق خبلي بلاچه شدي كه اونقدر شلوغ مي كني هنوز اليناي من تا اون حد نرسيده آخه از تو كوچكتره ولي خيلي شيطوني مي كنه.
مامان امین حسین
5 مرداد 90 11:37
به به چه دختر نازی شده این فندق ما دقیقا کارهای امین حسین رو تو اون سن انجام میده خدا حفظش کنه از روش ببوسید
مامان آتین
5 مرداد 90 13:32
دخمل بلا جیگرتووووووووووووو شیطونکی شدی واس خودتاااااااااا مامانی ببوسش
مامان پارسا جون
5 مرداد 90 16:09
سلام سلام چه بلای شده این رها جونم ماشاالله وای من عاشق رقص دختر بچه هام حتما رها جونم خیلی ناز میرقصه
نانی
6 مرداد 90 8:03
سلام من واقعا شرمنده ام ولی کد ارسالی رو من نتونستم ببیبنم . ممکنه یه دفعه دیگه برام ایمیل کنید maniyooshi@gmail.com
مدرسه ی مامان ها
6 مرداد 90 11:30
سلام مامان مهربون امیدواریم رها جونی در پناه خدای بزرگ به موفقیت های روزافزون دست یابد. مدرسه ی مامان ها منتظر نظرات مفید و سازنده ی شما هست.
مامان سید ابوالفضل
6 مرداد 90 16:44
قربون شیطون کاریات دخمل نازززززز
نازنین نرگس نفس مامان
6 مرداد 90 23:37
عجب فندقی هستی خاله جون من که حسابی خوشم اومد بوسسسسسسسسسسس
سيدمهدي
7 مرداد 90 6:26
با نام و ياد خداوند . سلام. خواهــــــــر گلم آپــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم هـــــــــــــــــــــــــا خوشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــال ميشم بياي
مامان ماهان عشق ماشین
8 مرداد 90 7:47
الهی من فدای این دخمل شیطونم بشم . فندقی خاله چقدر پیشرفت کرده چه کارهایی بلده.زنده باشه ایشالا.
مامانی کسرا
8 مرداد 90 10:02
نمک بخور چشم نخوری فسقلی!
مریم
8 مرداد 90 12:52
سلام دخمل طلایی خوبی ؟ عزیز خاله خیلی شیطون شدیا وای وای وای قربون تو که ابراز وجودم میکنی آره دیگه مامانی بابایی منم هستمااااااااااااااااااااااااااااااا
سيدمهدي
8 مرداد 90 13:43
سلام.خواهرگلم همين كه محبت ميكني و مياي ازتون يك دنيا ممنونم زنده باشيد ايشالله دختر نازت هم ببوس
مدرسه ی مامان ها
8 مرداد 90 14:30
‫سلام مامان عزیز ممنون که به مدرسه ی خودتون سر زدید امیدواریم در آینده ی نزدیک شرایط شما به گونه ای تغییر کنه که بتونید ساعتهای بیشتری رو در کنار فرزند دلبندتون باشید براتون آرزوی سلامتی داریم
مامان پارسا جون
8 مرداد 90 15:50
مامان زهرا نازنازی
10 مرداد 90 11:06
خدا حفظش کنه ماشاالله خیلی نازه
مامان ماهان عشق ماشین
10 مرداد 90 11:12
خدا گوید:تو ای زیباتر از خورشید زیبایم، تو ای والاترین مهمان دنیایم، بدان آغوش من باز است، شروع کن! یک قدم با تو،تمام گامهای مانده اش با من..... التماس دعا
مامان فاطمه‌شهرزاد
10 مرداد 90 14:23
سلام مامان مهربون رها جون چه دختر نازي داريد ، دختر من هم آنقدر بابايي بود كه حتي دوست داشت باباش لباس و پوشكش را عوض كنه گاهي از بس گريه مي‌كرد و نمي‌خواست من لباس و پوشكش رو عوض كنم همسرم مجبور مي‌شد پوشكش رو عوض كنه چون بدش ميومد اين كارارو بكنه كلي دستمال به دور بينيش مي‌بست تا بوي دل‌انگير حس نكنه بعد پوشكش رو عوض مي‌كرد.
سحر
10 مرداد 90 17:49
الهی که منفدای این خواهرزاده گلم برم که این قد کار بلده


مرسی خاله جیگر
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به فندق ما می باشد