دخمل بلا
سلام عزیز دلم دخمل نازم این روزها حسابی شیطون و بلا شدی دیگه
هر کاری که میتونی انجام میدی از هیچ خرابکاری غافل نمیشی کشوها را بهم میریزی
میری سراغ کابینتها اونجارو بهم میریزی میری سراغ جاکفشی کلیه کفشها رو میاری بیرون
بعد میری سراغ بوفه و خلاصه من بینوا هم در پی تو و مشغول جمع کردن ریخت و پاشهای
تو بهت میگم بابا کو میگی اف یعنی رفت وقتی هم حوصله ات سر میری کفشاتو میاری
که یعنی بکن تو پام که بریم ددر حسابی ددری هستی
میگم ددر کجا بریم میگی
تاب تاب عاشق تاب بازی شدی مهد فقط به عشق تاب بازی میری و اگه سوار نشی کلی
جیغ و فریاد راه میندازی قراره بابا برا باغ تاب تهیه بکنه جدیدا ناراحت که میشی یه تک جیغ
میزنی
یعنی عصبانی هستی همچنین موقعی که من و بابا صحبت میکنیم یه تک جیغ
دیگه یعنی من هم هستم
و با من صحبت کنید وقتی هم بابا یا من دعوا که
نه ، نصیحتت میکنیم که این کار رو نکن و..........زیر لب ورور میکنی نمیدونم فحش میدی
چی میگی و من و بابا رو به خنده میندازی تو مهد هم از دیوار صاف بالا میری میگن از
نرده تختها هم میری بالا
بابا با افتخار میگه دختر خودمه به من رفته واقعا راست
میگه چون عزیز میگه که بابا از دیوار صاف بالا میرفته و خیلی شیطون بوده هرجا صدای
آهنگ میشنوی شروع به دست زدن
و رقصیدن میکنی خیلی با حال
میرقصی
همه میخندن از رقصیدن هم خسته نمیشی تا پایان آهنگ میرقصی
الهی من فدای این دخمل شیطونم بشم .




دخمل بلا