جشن چهارشنبه سوری


عزیز دلم دیشب رفتیم تالار ارم جشن اونجا بود تو اولش خواب بودی آخه عصر بردمت دکتر و گفت که این دفعه بیماریش خیلی جدی شده
و دارو داد و چون بهت دارو داده بودم خوابیده بودی
و کمی بعد بیدار شدی
همینکه مربی ها دیدن بیدار شدی دیگه به ما مجال ندادن و مدام بغل اونها بودی خیلی خوشت می آمد آهنگ
که میزدن تو میرقصیدی و تر تر میخندیدی
الهی قربون اون خنده هات برم من خلاصه کلی برنامه اجرا شد
بچه های آمادگی یه نمایش خیلی با حال اجرا کردن بعد کلی برنامه دیگه شام خوردیم و پس از شام اهدای
جوائز بود اولین نفر مارفتیم چون به قول خانم صفر زاده که اعلام کرد کوچکترین عضو مهد ورفتیم و یه ساعت
که عکس تو توش بود و همچنین یه تقویم با عکست درست کرده بودن به همراه یک کلاه و حاجی فیروز و
هفت سین هدیه گرفتیم /قربونت برم این اولین جشن شما بود ان شا الله جشن فارق التحصیلی دانشگاه
بریم باهم به امید اون روز ....




جشن چهارشنبه سوری