آدم فروش
دخمل گل آویزونم
عزیزکم تازگیا یاد گرفتی فقط از آدم اویزون بشی و بری بالا تا کجا نمیدونم
جالب
اینجاست که تو مهد هم همین کار رو با مژگان جون انجام میدی میگه هرجا نشسته باشی خودتو سریع میرسونی به
مژگان جون و از سرو کولش بالا میری
بقیه حسابی حسودی میکنن چون خیلی به مژگان جون وابسته شدی
و بقیه را دیگه تحویل نمیگیری ضمنا صبح ها از بغل من نمیری بغل مژگان و ظهر ها هم از بغل اون نمیای بغل من
آی آدم فروش جیگر دوست دارم
وقتی میبینم مژگان جون رو خیلی دوست داری خیلی خوشحال میشم و
خیالم راحته که معلومه از محبت زیادشه که تو اونقدر دوسش داری و اون بهم میگه حسودی نکنی ولی من بهش
میگم نه عزیزم خوشحالم که همدیگه رو اینقدر دوست دارید .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




آدم فروش