دیروز رها خانم
سلام ناز دونه من دیروز رفته بودیم خونه عمو آخه زن عمو و کسری از مشهد اومده بودن ماهم رفتیم زیارت قبول بگیم عزیزم بازم یه پیرهن سوغاتی گرفتی و یک بلوز هم خاله جون (خاله بابا ) برات هدیه داد بعدا عکسهاشو برات میزارم بابت دندونی کلی با بچه ها بازی کردی موقع برگشتن هم قرار شد با عمه مهری و نوید نگین بریم بازار و روز مادر بگیریم برا عزیز جون به اصرار بچه ها اومدیم خونه ماشین را گذاشتیم و کالسکه شما را برداشتیم و رفتیم نوید و نگین (دو قلو های عمه) خیلی خوشحال بودن با هم دعوا میکردن که من برونم من برونم خلاصه شما هم در خواب نازی بودی که رفته بودیم ایران زمین ...
نویسنده :
Raha:)
11:27







