وابستگی به عروسکها
عسل مامان این روزها خیلی به هاپو وابسته شدی هر جا میری کشون کشون هاپوتو باید ببری اونروزی هم که ملیکا اومده بود خونم برات یه زنبور شنی آورده بود اسمشو گذاشتیم دونی حالا اون هم اضافه شده خودت رو که بغل میکنیم هیچ باید هاپو و دونی رو هم بغل کنیم اونروز با بابا رفتین یه عروسک کوچکتر بگیرین که شاید بتونه جای هاپو رو بگیره ولی متاسفانه شما دست رو عروسکی گذاشتی که بدتر شد حالا باید هم هاپو رو برداریم هم تارا (اسم عروسکت رو گذاشتیم تارا چون تقریبا میتونی تلفظ کنی داد میگی ) سمت چپی هاپو سمت راستی دونی ...
نویسنده :
Raha:)
11:28







