چند سخن از رها خانم
چند وقت پیش تو ماشین داشتیم از جلوی یه کت و شلوار فروشی رد میشدیم که سریع به بابا گفتی :بابا میخوای از این کت و شلوارها برات بگیرم و بابا گفت بله و رو کردی به من و گفتی مامان پول بده برای بابا کت بگیرم و من هم گفتم عزیزم من اگه پول بدم خوب خودم میگیرم نمیخواد تو زحمت بکشی در جواب من گفتی نه زحمتی نیست من خسته نیستم میتونم بگیرم . قرار بود بریم خونه عزیز که داشتم با مامانی تلفنی صحبت میکردم از اون ور گفتی به پروین هم بگو بیاد خونه عزیز و مامانی گفت بده ببینم چی میگه و مثل اینکه مامان گفته بود ما که دعوت نیستیم خونه عزیز در جوابش گفتی دعوت نمیخواد که عیده دیگه داشتی با عروسکات بازی میکردی به اون گفتی ناراحت نباش ...
نویسنده :
Raha:)
16:43
اولین پست سال 92
دختر گلم امسال سومین بهاره که تو در کنارمون هستی و امسال سال تحویلمون با دو سال قبل خیلی متفاوت بود اصلا من خودم تا بحال چنین سال تحویلی ندیده بودم خیلی بهم چسبید تو حرم امام رضا و با خانواده ام عزیزم لحظه تحویل سال من همیشه بغض میکنم و چون نمیخوام کسی ناراحت بشه همیشه جلوی خودم رو میگیریم ولی امسال خیلی راحت بودم لحظه سال تحویل تا دلم بخواد خودم رو خالی کردم نمیدونم چرا اینطوریم ..............قربونت برم حرم خیلی خیلی شلوغ بود با اینکه ما صبح 9.5 رسیدیم حرم تونستیم تو صحن قدس بزور یه جا پیدا کنیم و بشینیم و تو خوابیدی تا ساعت 1 و هوا هم خیلی سرد بود بعداز تحویل سال برگشتیم و به ازدحام بسیار بسیار سنگینی خوردیم و در هر حا...
نویسنده :
Raha:)
10:20
سال نو مبارک
سلام سلام صد تا سلام به همه دوستان عزیزم سال نو پیشاپیش مبارک دختر عزیزم این 11 ماه و اندی گذشت بعضیا دلشون شکست.... بعضیا دل شکوندن .....خیلیا عاشق شدن و خیلیا تنها...خیلیا از بینمون رفتن ...خیلیا بینمون اومدن ....گریه کردیم و خندیدیم .......و با هم زندگی کردیم و زندگی برخلاف و در جهت آرزوهامون گذشت آرزو دارم نوروزی که پیش رو داری آغاز روزهایی باشد که آرزو داری و بتونی راه خوشبختی رو پیدا کنی دوستان عزیزم امروز به امید خدا عازم مشهد هستیم و شرمنده که نمیتونم به تک تکتون سر بزنم و تبریک عرض کنم حتما در اولین فرصت به خونه دل تک تکتون سر میزنم ...
نویسنده :
Raha:)
8:30
این روزهای ما
بازم غیبتم طولانی شد عزیزم از اونجا که اسفند ماه من همیشه سرم حسابی شلوغ میشه واسه همین خیلی کم میتونم پای سیستم بنشینم و برات بنویسم ولی حالاسعی میکنم چیزی از وقایع اخیر رو از قلم نندازم گلم با مدیر مهدتون صحبت کردیم و قرار شد دوباره بری مهد و از اول اسفند تقریبا هفته ای سه روز یعنی یک روز میری یه روز خونه ای اونم برا چند ساعت ساعت 10 از خواب بیدار میشی و تا بابا بیاد دنبالت 11 میشه و 2 هم برمیگردی روزهای اول خیلی ذوق داشتی و خیلی با علاقه میرفتی ولی چند روزی هست وقتی میخوای بری دوست نداری بری که کشف کردم که بله چون جنابعالی از قوانین و امر و نهی اصلا خوشت نمیاد و چون اونجا بهت تذکر داده می...
نویسنده :
Raha:)
16:19
تولد مامانی
عسل مامان امروز تولد مامانی بود مامان عزیزم تولدت مبارک امیدوارم سالیان سال سلامت باشی و سایه ات بالا سر ما باشه و ما از رفتار و منش ،نجابت ، آرامش ،صبر مهربونی ،گذشت و..............تو الگو بگیریم آخه دختر گلم همونطور که میدونی مامانی یه مامان تمام عیاره و هر چی از صفات خوبش بگم بازم کم گفتم عزیز دلم قرار نبود امروز واسه مامانی تولد بگیریم آخه قراره دایی حامد فردا پس فردا بیاد و قرار بود اون اومد تولد بگیریم ولی من گفتم شاید اومدن حامد به تاخیر بیوفته پس حالا یه کوچولو بگیریم اونوقت هم دوباره میگیریم و از طرفی هم چون حدود 10 روز پیش پهلوی مامانی درد گرفته بود و طفلک مامانی دچار دردهای شدیدی شد...
نویسنده :
Raha:)
1:45
دعوت به یک مسابقه
من و رهای گلم به یک مسابقه وبلاگی توسط مامان ملینادعوت شدیم. مامان ملینا خیلی ممنون که ما رو دعوت کردی.. موضوع مسابقه در مورد علت درست کردن وبلاگ برای کوچولوهای نازنینمونه... من این وبلاگ رو اسفند سال ٨٩،دقیقا 8 ماهگی رها درست کردم .از اونجایی که من از زمان بارداری عضو نی نی سایت بودم یک روز که مصادف شد با همین تاریخ تبلیغ نی نی وبلاگ رو تو نی نی سایت دیدم و سریع اقدام کردم و عضو شدم و..........تا حالا که خیلی خوشحالم که دوستان خیلی زیادی از این طریق پیدا کردم دلیل درست کردن وب: همیشه دوست داشتم تمام خاطرات دختر نازم رو یه جوری ثبت کنم که با عکس همراه باشه بعد از آشنایی با نی نی وبلاگ خیلی خ...
نویسنده :
Raha:)
1:23







